تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - تاریخ روابط بین الملل(بخش چهارم)
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








توافقنامه روس و فرانسه

در این توافقنامه چهار مسئله اصلی مورد توافق صورت گرفت:

1-  فرانسه تعهد نمود در برابر حمله احتمالی آلمان و اتریش به روس از كشور روس حمایت كند.

2-  روسها متعهد شدند تا از فرانسه در برابر تهدید ایتالیا و المان حمایت كنند. (روس ها به غیر از آلمان از اتریش می ترسید/. اما فرانسه غیر از آلمان از ایتالیا می ترسید).

3-  آماده باش نسبی نیروهای اتحاد، آماده باشد كامل روس و فرانسه را در پی خواهد داشت.

 4- دو متحد نباید قرار داد صلح جداگانه با دشمن خود امضا نماید.

منافع اتحاد برای فرانسه:

1-  خروج از انزوا؛ فرانسه كه برای مدت طولانی از تحولات بین الملل در حاشیه رانده شده بود با ایجاد اتحاد با روس به عنوان یك بازیگر فعال در عرصه بین الملل ظاهر شد.

2-  از نظرسیاسی ایجاد اتحاد میان روس و فرانسه به معنای ایجاد یك قدرت جدید در برابر اتحاد مثلث بود كه فرانسه در این وزنه جدید جایگاه موثری داشت.

3-  از نظر اقتصادی این اتحاد زمینه ساز سرمایه گذاری اقتصادی فرانسه در روسیه شد.

منافع اتحاد برای روسها:

1-   منافع اقتصادی: روسها برای پیمودن مسیر اقتصادی نیازمند سرمایه گذاری خارجی بودند و اتحاد هر دو كشور این نیاز را برطرف می ساخت.

2-   از نظر نظامی و سیاسی: اتحاد با فرانسه تهدیدات امنیتی در برابر آلمان و اتریش را كاهش داد و در نتیجه آلمان را تحت فشار قرار می داد تا نتواند از اتریش در حوزه بالكان حمایت كند.

نتیجه اتحاد روس و فرانسه، شكل گیری قطب بندی جدید قدرت در اروپا در عرصه بین المللی بود كه تحولات بعدی روابط بی المللی را تحت ناثیر گذاشت. دگرگونی در سیاست خارجی آلمان نتیجه دیگر این اتحاد بود. سیاست خارجی آلمان در مدت بیست سال صدارت عظمای بیسمارك بر مبنای دیپلماسی و اهداف بلند پروازانه بیسمارك تعریف شده بود اما عمدتاً این سیاست خارجی در درون مرزهای اروپا متمركز بود. بعد از سقوط بیسمارك دو مسئله مهم دیگر در سیاست خارجی آلمان مطرح می شود:

1-  توسعه قدرت دریایی آلمان كه تحت تاثیر نظریه پردازان ژنوپلتیك كه بر كلیدی بودن قدرت دریایی تاكید می كردند صورت گرفت.

2-  توسعه نفوذ اقتصادی و سیاسی آلمان در خارج از مرزهای آلمان كه به شكل گیری سیاست امپریالیستی و استعماری انجامید.

تحول و دگرگونی درسیاست خارجی آلمان از منظر روابط بین الملل دو تاثیر بسیارمهم را بهمراه داشت:

1-  محور و حوزه جدیدی را برای رقابت بزرگ در دریاها و تنگه های بین المللی ایجاد كرد و موجب شكل گیری سیاست امپراطوری و ایجاد مسائل و موضوعات جدید در حوزه سیاست و روابط بین المللی گردید که پسان  با عنوان نظریه های امپریالیستم مطرح گردید. تحولات دهه های پایانی قرن 19كه به نوعی با تحولات قدرت در اروپا مرتبط بود و روابط بین الملل را در سطح جهانی گسترش داد در این چارچوب قابل تحلیل می باشد.

2-  رقابت استعماری و توسعه طلبی قدرتهای بزرگ اشكال جدید از رقابت را در تحولات بین المللی مطرح ساخت. مباحث مربوط به امپریالیستم تحت تاثیر نفوذ گذاری قدرت های اروپایی در خارج از مزرهای اروپا رو به گسترش یافت و نویسندگانی مانند هابسون به نظریه پردازی (با استفاده از تحقیقات ماركیستی) در مورد امپریالسم پرداختند.

نظریه پردازان امپریالیزم در پاسخ به این پرسش كه توسعه طلبی قدرتهای بزرگ چگونه بعنون یك هدف برای آنان مطرح است و چگونه شكل می گیرد؟ تلاش می کردند تا پاسخ علمی و قابل قبولی را ارایه نمایند.

عمدتاً نویسندگان امپریالیسم متاثر از آراء و اندیشه های ماركس و ماركیسم بودند كه سیاست توسعه طلبی قدرتهای اروپایی را در چهار چوب نظام سرمایه داری واز منظر ماركسیستی تحلیل می كردند.اینان می گوید امپریالیسم معلول مصرف ناكافی بازارها در جوامع سرمایه داری است.

كشورهای آفریقایی، آسیایی وخاورمیانه به عنوان محورهای جدید رقابت قدرتهای بزرگ مطرح شدند.

انگلیس و فرانسه: در كشورهای مصر و هندو چین با هم به رقابت می پردازند.

ایتالیا و فرانسه: در كشورهای آفریقایی خصوصاًتونس

انگلیس و روسیه: در خاورمیانه، ایران، افغانستان، تبت و چین باهم به رقابت می پردازند.

ویژگی های نظام بین الملل در این مقطع

ماهییت نظام جدید بین الملل در این دوره با سه ویژگی مهم روبرو است:

1- انتقال منازعات و كشمكش قدرتهای بزرگ از اروپا به آسیا و آفریقا.

2- گره خوردن مسائل اروپا با مسایل مربوط به مستعمرات به این معنا كه سرنوشت معادلات قدرت در اروپا با مسایل مربوط به حوزه های نفوذ این قدرت در خارج از اروپا ارتباط پیدا می كند.

2- شكل گیری كشورهای مستعمره كه مبنای شكل گیری بلوك بندی جدید با عنوان كشورهای جهان سوم گردید. یعنی آنچه كه به عنوان كشورهای جهان سوم بعدها معرفی شدند از این زمان بوجود آمد.





نوع مطلب : تاریخ روابط بین الملل1، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/11/12 02:45 ب.ظ
سلام به مدیر وبلاگ ممنون از اینکه اجازه استفاده از مطالب را داده اید انشالله زیر سایه اهل بیت موفق باشید.
1390/10/14 10:14 ق.ظ
وبلاگ خوبی دارید لطفا به وب من نیز سری بزنید
1389/02/26 11:41 ق.ظ
متشكرم
1389/02/7 12:39 ب.ظ
با تقدم سلام فراوان خدمت با سعادت سروری صاحب مهربان که سایت خوب و جالبی را درست نمودن به امید موفق های هر چه بیشتر شما
با کمال تشکر علی سهیل صمدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :