تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - دیپلماسی و روابط بین الملل در قرن هجدهم
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








قرن هجدهم سر آغاز تحولات عظیم در تاریخ بشریت است. در این قرن در تمام حوزه های زندگی بشریت از علم و فلسفه گرفته تا روابط بین الملل شاهد تحولات بنیادی هستیم .در این قرن رفته رفته به پایان دوره اول حکومتهای ملی (سلطنت مطلقه) نزدیک می شویم. فرزند این قرن انقلاب 1789 فرانسه است که برای اولین بار تعریفی از ملت ارایه داده و آن را به عنوان بازیگری جدید درگیر بازیهای بین المللی نمود. همچنین دراین قرن شاهد ظهور قدرتهای جدیدی در صحنه روابط بین الملل هستیم که عبارتند از روس پروس و اتریش این سه قدرت جدید به علاوه انگلستان وفرانسه دراین عصر مهمترین قدرتهای جهان به حساب می‌آیند که با حفظ موازنه قوا بین خود سعی در ایجاد نظام جدید بین الملل دارند. برای سهولت بررسی تحولات این قرن، می توان آن را به سه دوره تقسیم کرد.

-1713 تا 1740   2- از 1740 تا 1789 (انقلاب فرانسه) 3-1789 تا 1815 (کنگره وین)

دوره اول: 1713  تا 1740 دوره آرامش نسبی

این دوره قرین صلح و آرامش است ودرگیریهای مختصری که رخ داد ادامه جنگهای جانشینی و استقرار قدرتهای جدید بود. شآید بتوان یکی از علل این آرامش نسبی را ضعف گذرای انگلستان دانست. در 1714 جورج اول از خانواده هانور در انگلستان به قدرت رسید که با زبان، مردم و کشور انگلستان بیگانه بود این امر گرچه به تحقق دموکراسی به دلیل دخالت کم شاه درسیاست کمک کرد ولی از نظر سیاست خارجی ضعف به حساب می‌آمد ازطرفی ایرلند و اسکاتلند دچار بحران اقتصادی بودند. این عوامل باعث شده‌بود که قدرت مانور انگلستان در صحنه بین الملل کم شود. وضعیت نسبتا مشابهی در فرانسه حاکم بود واین باعث نزدیکی دوکشور می‌شد. منازعات وبحرانهایی هم در این دوران وجود داشت که چندان مهم نبودند این بحرانها در سه حوزه مدیترانه، شمال اروپاو منطقه بالکان متمرکز بود. این درگیریهای در سطح منطقه ای محدود ماندند وتاثیر  چندانی بر اوضاع بین الملل نداشتند. در تمام این دوران انگلستان سعی داشت قدرتهای دریایی مانند اسپانیا را تضعیف نموده وسیادت دریایی خود را تحقق بخشد.

تقریبا در پایان  این دوره‌یعنی 1733 اگوست دوم پادشاه پولند درگذشت برای تعین جانشین او درگیریهای بین کشورهای اروپایی رخ داد. فرانسه خواهان برگشت پادشاه سابق لکزینسکی بود که پدر زن لویی پانزدهم بود وروسیه واتریش از پادشاهی پسر اگوست دوم یعنی اگوست سوم حمایت میکرد. جنگی بین این کشورها درگرفت که درنهایت در 1738 با معاهده وین پایان یافت وتغیراتی جزئی را در اروپا باعث شد.

دوره دوم :1740 تا 1789 (انقلاب فرانسه)

در این دوره تحولات عظیم فکری فلسفی و علمی در اروپا رخ می نمآید.و به عبارتی دوران مدرن بر پایه عقلانیت وپیشرفت دانش عینی آغازمی شود. عرصه بین الملل هم از این تحولات بدور نیست در این دوران دیپلماسی و جنگ هم وارد مرحله تازه‌ای می‌شود ایجاد سفارت خانه های دایم و اردوی مسلکی در دستور کار بیشتر دولتها قرار می‌گیرد. در این دوران وضعیت قدرتهای اروپایی در دو محور قابل تشخیص است محور فرانسه انگلستان که بر سر مستعمرات با هم در رقابت هستند و محور پروس اتریش که درداخل اروپا به هم رقابت دارند. این رقابتها در دوجنگ جانشینی اتریش و جنگهای هفت ساله نمود عینی می یابد.

جنگ جانشینی اتریش

همانگونه که گذشت اتریش در این زمان وسعت وقدرت قابل توجهی دارد و یکی از قدرتهای مطرح اروپا می باشد. پادشاه اتریش شارل ششم با تسخیر مجارستان این امپراتوری را به وسیع ترین حد خود رسانده است وسعی داردکه این سلطنت را در دودمان خود موروثی کند آنهم به شکلی که این سرزمین تجزیه نشود. بنابراین منشوری تدوین کرد که تمام سرزمین اتریش لایتجزی به دخترش ماری ترز برسد تقریبا تمام دول خارجی و دوک نشینهای داخل امپراتوری هرکدام دربدل گرفتن امتیازی این منشور را پذیرفتند. اما با مرگ شارل ششم در 1740 فردریک ویلهلم اول پادشاه پروس هم درگذشت و فریدریک دوم بی درنگ به ناحیه سیلزی حمله کرده و آنجا را متصرف شد. مدعیان دیگری هم از گوشه وکنار سر بر آوردند امیر باویر شارل آلبر داماد امپراتوری اسبق ژوزف از یکطرف و اگوست سوم از طرف دیگر ادعای سلطنت اتریش را داشتند. تمام قدرتهای اروپایی با وجود امضا منشور شارل ششم آنرا نادیده انگاشته و وارد جنگ شدند فرانسه از آلبر حمایت کرد در نتیجه انگلستان به حمایت از ماری ترز برخواست. در این میان شارل  آلبر درگذشت و شوهر ماری ترز فرانسوا دولرن در 1745 به عنوان امپراتور اتریش انتخاب شد. جنگ جانشینی اتریش جنگهای موازنه بود. در این جنگ فرانسه وپروس در یک طرف و اتریش و انگلستان در طرف دیگر قرار داشتند. این موازنه طولانی مردم را خسته کرد در نتیجه طرفهای درگیر حاضر به صلح شدند و در 1748 لویی پانزدهم صلح اکس لاشاپل را امضا کرد. به موجب این پیمان سیلزی به پروس واگذار شد و پادشاهی ساردنی  نوار را متصرف شد. دولت فرانسه با وجود موقعیت خوبی که داشت مجبور شد هلند را تخلیه کند این جنگ خونین هیچ بهره ای برای فرانسه نداشت و موجبات نارضایتی را در داخل فرانسه فراهم کرد.

جنگهای هفت ساله

بعد از جنگهای جانشینی اتریش انگلستان سعی کرد از ناحیه مستعمرات ضربه مهمی به فرانسه وارد کند و برتری خود را به نقطه غیر قابل برگشتی  نسبت به فرانسه برساند. به همین دلیل در 1755 به ناوهای خود دستور داد کشتیهای تجاری فرانسه را در سواحل هند و امریکا توقیف نمایند. در این میان اتریش که در جنگهای جانشینی از اتحاد با انگلستان نا راضی بود تصمیم گرفت برای مقابله با پروس دست به تحریک مذهبی فرانسه زده واز احساسات کاتولیکی این کشور استفاده کرده وحمایت آنرا جلب کند. از طرف دیگر پروس هم به دوستی فرانسه اعتماد نداشت وبه جانب انگلستان متمایل شد. فرانسه واتریش پیمان دوستی خود را در 1756 در ورسای امضا کردند. پروس در 1757 ناحیه ساکس را اشغال کرد و جنگهای هفت ساله وارد مرحله جدیدی شد. حمایتهای برخی از ایالات آلمان و روسیه از اتریش باعث شد که پروس به شکست نزدیک شود ولی حمایت انگلستان نبوغ نظامی فردریک دوم از این شکست حتمی جلوگیری کرد. جبهه اصلی جنگ بین فرانسه و انگلستان بود که شکست فرانسه حتمی می نمود فرانسه به سرعت مستعمرات خود را درهند و کانادا از دست می داد. چند حادثه جریان جنگ را تغییر داد. اعلام بی طرفی روسیه در جنگ در 1762 که بعد از مرگ الیزابت امپراتریس روسیه وروی کار آمدن پتر سوم به وقوع پیوست دیگری روی کار آمدن جورج سوم که از سال 1760 به جای جورج دوم در انگلستان به سلطنت رسید و خواهان صلح بود وسوم ضعف نظامی و مالی فرانسه ادامه جنگ را غیر ممکن ساخته بود بنابر این مذاکرات صلح آغاز شد. ودر 1763 پیمان پاریس به جنگ انگلستان وفرانسه پایان داد وپیمان هوبرتسبورگ نزاع اتریش و پروس را پایان بخشید. دراین جنگها هم بازنده اصلی فرانسه بود. علت ضعف فرانسه را در این دوران ادامه استبداد فردی در مقابل دموکراسی واستفاده درست انگلستان از این ابزار می دانند. این جنگها نظریه موازنه قوا را تكمیل كرد زیرا هیچ یک از قدرتهای اروپایی نتوانستند دیگری را ازصحنه بدرکند انگلستان هزینه این جنگها را بدوش مردم مستعمرات به خصوص امریکا انداخت ومنجر به انقلاب امریکا شد. در فرانسه هزینه جنگ را مردم فرانسه متقبل شدند واین امر منجر به انقلاب 1789 در فرانسه گردید.

استقلال امریکا

انگلستان دراین دوران بزرگترین قدرت استعماری به حساب می آید که هند را کاملا از چنگ رقبا خارج کرده و متصرف شده است در جنگهای هفت ساله هم بر بیش از نود درصد امریکا سلطه پیدا کرد اما این جنگها انگلستان را با مشکل مالی هم مواجه کرده بود که دولت انگلستان این هزینه ها را به دوش مردم امریکا انداخت ومالیاتها را دراین مستعمره افزایش داد. افزایش مالیاتها موجب نارضایتی شدید مردم را فراهم کرد ومردم درمقابل آن مقاومت کردند. یکی از مالیاتهای سنگین مالیات بر چای بود مردم به اعتراض به این مالیات به کشتی حامل چای در بندر بوستون حمله کردند و محموله آنرا به دریا ریختند این عمل سر آغاز درگیریهایی گشت که در 1789 منجر به استقلال امریکا شد.





نوع مطلب : تاریخ روابط بین الملل2، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1396/05/9 09:16 ب.ظ
Hi to all, the contents present at this website are in fact amazing for people experience, well, keep up
the good work fellows.
1396/01/20 08:38 ب.ظ
I was excited to discover this website. I want to to thank you for your
time just for this fantastic read!! I definitely liked every part of it and i also have you book marked to see new stuff in your site.
1395/04/27 10:03 ق.ظ
سلام خسته نباشید
متن بدون منبع محلی برای استناد نیست .ممکنه با منابع مطالب را ارائه دهید
1392/09/17 09:45 ق.ظ
سلام عالی و کامل بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :