تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - جنگ فرانسه و پروس و تشکیل امپراطوری آلمان
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








دراین جنگ که در سال 1870 رخ داد قدرتهای اروپایی مانند انگستان و روسیه هم که از جاه طلبی های ناپلئون به تنگ آمده بودند انتظار اینرا می‌کشیدند که کسی فرانسه را گوشمالی بدهد و بیسمارک بهترین گزینه بود. جنگ به سرعت به شکست  و تسلیم شدن ناپلئون سوم انجامید. بعد از جنگ شاهزاده های آلمان هم تاج خود را تسلیم گیوم کردند و به این ترتیب در 18 ژانویه 1871 امپراطوری آلمان اعلام موجودیت کرد.

اوضاع بین المللی از 1870 تا تشکیل اتفاق مثلث

تفوق آلمان بر اروپا (سیستم اول بیسمارک)

شکست اتریش و  فرانسه  از پروس در 1866 و 1871، وتشکیل امپراطوری آلمان از یک طرف و قدرت اقتصادی آلمان از طرف دیگر در سایه سیاست زیرکانه بیسمارک توانست آلمان را بین سالهای 1871-1914 به قدرت برتر اروپا تبدیل کند. بیسمارک بعد از شکست دادن فرانسه با زیرکی دریافت که جنگ نمی‌تواند برتری آلمان را در اروپا تضمین کند لذا سیستم های سه گانه خود را که بر پایه دیپلماسی استوار بود طراحی کرد. دراین سیستم بیسمارک خواهان حفظ وضع موجود اروپا ،انزوای فرانسه وجمع شدن تمام قدرتها حول محور دیپلماسی آلمان بود.

بحران بالکان (1875-78)وپایان سیستم اول بیسمارک

بحران بالکان درواقع نتیجه زوال روز افزون امپراتوری عثمانی بود.روسیه از دیر باز مترصد فرصت بود تا متصرفات اروپایی عثمانی را از چنگ این امپراطوری در آورد، تا این زمان رقابت قدرتهای اروپایی مانند فرانسه و انگلستان موجب حفظ تمامیت ارضی عثمانی شده بود. در این زمان انگلستان دیگر از دوام رژیم عثمانی قطع امید کرده بود. فرانسه گرفتار مشکلات داخلی بود بنابر این مرد بیمار اروپا  در مقابل روسیه حامی نداشت. در چنین شرایطی  بحران از بوسنی وهرزگوین شروع شد .صربهای مسیحی بوسنی علیه اقلیت مسلمان که با حمایت ترکها درآنجا سکونت داشتند شورش کردند. دامنه این شورش ها به سایر مناطق بالکان مانند مونته نگرو و رومانی کشیده شد. بلغارها نیز با حمایت روسیه دست به شورش زدند . شورش بلغارها با سرکوب و قتل عام توسط عثمانی سرکوب شد در این سرکوب ها کنسول های آلمان و فرانسه نیز کشته شدند، به نظر می رسید که بعد از این اتفاق باید دولتهای اروپایی علیه عثمانی موضع بگیرند اما قدرتهای  اروپایی نه تنها نفع چندانی در بالکان نداشتند بلکه حتی از قدرت یافتن روسیه در این منطقه در هراس بودند.لذا تلاش کردند که مانع از جنگ بین دو کشور شوند. روسیه برجنگ اصرار داشت وبلاخره با تطمیع اتریش مبنی بر الحاق بوسنی و هرزگوین به این کشور بعد ازجنگ بی طرفی اتریش را بدست آورده  رضایت انگلیس را نیز جلب کرد. و درنهایت در 1877به عثمانی اعلام جنگ داد. تا وقتی که عثمانی می توانست به خوبی در مقابل روسیه مقاومت کند دولتهای اروپایی فقط ناظر جنگ بودند اما هنگامی که  روسیه از دوطرف طرابوزان و ادرنه شروع به پیشروی کرد ،ودر شرایطی که این کشور پیروزیهای زیادی در بالکان به دست آورده بود دول اروپایی به خصوص انگلستان روسیه را مجبور به صلح با عثمانی کرد. قرارداد صلح سن استفانو بین عثمانی و روسیه بر همین اساس منعقد شد. مفاد این قرار داد که  بسیار به نفع روسیه بود و بر اساس آن بسیاری از بخشهای اروپایی عثمانی به روسیه واگذار می شد، مورد اعتراض رقبای روسیه‌یعنی اتریش و انگلستان واقع شد و سبب شد که این دو کشورتزار را تحت فشار گذاشته و او را به قبول تشکیل کنگره ای برای تغییر مفاد قرار دارد سن استفانو وادار نماید.این کنگره به تاریخ  1878 در برلین تشکیل شد و بسیاری از مفاد قرارداد سن استفانو را تغییر داد. این کنگره هم فقط بر پایه نظرات قدرتهای بزرگ تصمیم اتخاذ کرده نظرات ،منافع و احساسات دول کوچکتر کاملا نادیده گرفته شد.

در نتیجه این کنگره: 1- مردم بالکان از تصمیم گیری کنگره ناراضی بودند. این مردم از یک طرف با عثمانی می جنگیدند و از حمایت اتریش و روسیه بر خوردار بودند ،  از طرف دیگر باید از رقابت این دو امپراتوری استفاده کرده و مانع از طمع آنها به سرزمینشان می شدند. نارضایتی مردم بالکان این منطقه را به صورت کانون بحران درآورد.  2-روسیه از حسن نظر آلمان ناامید شده و از اتحاد مثلث خارج شد که منجر به فروپاشی سیستم اول بیسمارک گردید.

3- از جنگ احتمالی بین قدرتهای برتر اروپا یعنی انگلستان اطریش و روسیه جلوگیری به عمل آمد. در نهایت با خروج روسیه از اتحاد مثلث سیستم اول بیسمارک فروپاشید،اما صدر اعظم آلمان  در همان حال خطوط کلی سیاست دوم سیستم خود را طراحی و ترسیم نمود.

سیستم دوم بیسمارک

بحران بالکان نشان داد که متحد ساختن روسیه و اتریش کار آسانی نیست و بیسمارک دید که ناگزیر است یکی از این دو را انتخاب کند، بیسمارک تصمیم گرفت اتریش را انتخاب کند. وی برای عملی کردن این تصمیم با دو مشکل عمده مواجه بود که با تلاش توانست بر آنها فایق آید. مشکلات بیسمارک در این راه عبارت بودند از:

1-مخالفت گیوم اول امپراطوری آلمان با انتخاب اتریش به دلیل احترامی که برای تزار قایل بود و ازطرفی فکر میکرد این سیستم آلمان را در مقابل وحدت روسیه و فرانسه قرار می دهد وگیوم این را خلاف شئون اعتقادی خود می دانست.

2-اصرار اتریش مبنی بر اینکه این اتحاد علیه روسیه باشد نه فرانسه

بیسمارک با زیرکی پیشنهاد اتریش را پذیرفت و قرار شد که اگر هرکدام از این دو کشور مورد حمله روسیه قرارگرفت به همدیگر کمک کنند و اگر کشور دیگری مثل فرانسه به آنها حمله کرد حفظ بی طرفی کافی است. بیسمارک به این ترتیب می خواست انزاوای روسیه را هم به تزار نشان دهد. از طرف دیگر بیسمارک سیاست نزدیکی با انگلستان را در پیش گرفت که بیش از پیش روسیه را دچار وحشت کرد. و سبب شد که خود را منزوی احساس کند. بیسمارک زیرکانه دریافته بود که روسیه تزاری و فرانسه جمهوری نمی‌توانند به هم نزدیک شوند.

تزار در صدد احیای مجدد اتحاد بین سه امپراتور بر آمده و در سپتامبر 1879 نماینده‌ای به برلین فرستاده و سعی کرد آلمان را تشویق به عقد مجدد پیمان بین سه امپراتور کند. بیسمارک نیز که منتظر این فرصت بود از این پیشنهاد استقبال کرد و این پیمان در 1881 بین سه امپراتور به امضا رسید که بر مبنای آن:

1-بی طرفی در هنگامی که سومی در وضعیت جنگ با کشوری خارج از این پیمان قرارگیرد.

2-اتریش و روسیه متعهد شدند که به طور یک جانبه در صدد تغیر وضع موجود در بالکان برنیایند.

3-بر اساس یک پروتکل جداگانه قرار شد که اتریش بوسنی و هرزگوین را به خاک خود ضمیمه کند و روسیه دو پرنس نشین بلغارستان و روملیا را زیر نظر بگیرد.

اتحادمثلت

از سال 1881 ایتالیا که در صدد کسب حیثیت در اروپا بود به دنبال متحدی بود تا بتواند از انزوا خارج شود. د ررقابت بین فرانسه و آلمان ایتالیا آلمان را مناسب تشخیص داد به دلیل اینکه خاطره خوبی از فرانسه و ناپلئون سوم نداشت با پیوستن ایتالیا به اتحاد اتریش وآلمان وتشکیل اتحاد مثلث سیستم دوم بیسمارک به اوج خود رسید به این ترتیب بیسمارک توانست از طرفی با پیمان بین روسیه اتریش و آلمان دو رقیب یعنی اتریش و روسیه را در پیوند با آلمان قرار دهد. از طرفی با اتحاد مثلث دو دشمن دیرینه‌یعنی اتریش و ایتالیا را تابع سیاست‌های  خود کند، وفرانسه را در انزوا قرار دهد.

                       

اروپا از اتحاد مثلث تا سقوط بیسمارک

اتحاد مثلث برای بار دوم در سال 1887 تجدید شد. در این چند سال تحولات زیادی رخ داده بود رقابت روسیه و اتریش دوباره جان گرفته بود اتریش در پناه آلمان و با استفاده از ضعف شاهزاده‌های بالکان به توسعه نفوذ خود در بالکان ادامه میداد. و روسیه در همه جا در حال پسروی بود و هیچ یک از امتیازاتی را که در کنگره برلین به دست آورده بود در دست نداشت روسیه علت این شکستها را حمایت آلمان از اتریش می دانست.بنابراین در این تجدید عهد روسیه از امضای پیمان سر باز زد. خروج روسیه از کادر دیپلماسی بیسمارک با بازگشت موج ناسیونالسیم در فرانسه مقارن بود که این موضوع بر نگرانی بیسمارک می افزود.خروج روسیه از پیمان و احتمال جنگ با فرانسه  نقش ایتالیا را برای بیسمارک پررنگتر می کرد.ایتالیا نیز این موضوع را دریافته بود و سعی میکرد از این موضوع بهره برداری کند بنابراین تجدید اتحاد مثلث با دو کنونسیون همراه بود

1-کنوانسیون ما بین ایتالیا و اتریش که بر اساس آن وضع موجود در بالکان حفظ شده ودر صورتی که اتریش متصرفاتی در این منطقه به دست آورد ایتالیا را نیز سهیم گرداند.

2-کنوانسیون بین آلمان و ایتالیا که آلمان را متعهد به حمایت از نفوذ ایتالیا در شمال آفریقا و مقابله با تجاوز فرانسه به مناطق نفوذ ایتالیا می کرد.

بیسمارک می دانست که آلمان توانایی چندانی در خارج از اروپا ندارد بنابراین سعی کرد که ایتالیا و انگلستان را به هم نزدیک کند بیسمارک در این زمینه هم موفق شد و پیمانی بین ایتالیا  وانگلستان منعقد گردید که بر اساس آن ایتالیا حضور انگلستان را در مصر به رسمیت شناخت و انگلستان تعهد کرد که با تصرف لیبی توسط فرانسه مخالفت کند همچنین طرفین حفظ وضع موجود در فرانسه را مورد تاکید قرار دادند . اسپانیا نیز به عنوان یک کشور مدیترانه به این پیمان پیوست. این پیمان از کارهای مهم بیسمارک بود زیرا توانست ایتالیا، اتریش،‌و انگلستان را با خود همراه کند. در این شرایط بیسمارک فقط نگران بهبود روابط فرانسه و روسیه بود بویژه که فرانسه تلاشهایی را در جهت بهبود روابط شروع کرده بود. اما روسیه چندان نظر خوشی نسبت به فرانسه جمهوری نداشت. این بد بینی به کمک بیسمارک آمد و در جون 1887 پیمان مخفیانه‌ای با روسیه بست که به پیمان تضمین دوباره مشهور شد بر اساس این پیمان از نفوذ روسیه در بلغارستان و تنگه های بسفر و داردانل حمایت می کرد. به این ترتیب بیسمارک موفق شد تمام اروپا را حول محور سیاست‌های خود جمع کند. سیستم بیسمارک یک ضعف عمده داشت و آن عدم سازگاری تعهدات آلمان در مقابل روسیه و اتریش بود. سال 1888 نقطه عطفی در سیاستهای آلمان بود در این سال گیوم اول درگذشت و گیوم دوم با سیاستهای بیسمارک چندان موافق نبود لذا بیسمارک استعفا داده و با فروپاشی سیستم بیسمارک سیاست اروپا وارد مرحله جدیدی شد.





نوع مطلب : تاریخ روابط بین الملل2، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1396/01/25 12:19 ق.ظ
I'm not sure where you are getting your info, but good
topic. I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for magnificent info I was looking for this
info for my mission.
1395/02/4 12:28 ب.ظ
ساده اماعالی. مرسی
1389/03/10 03:13 ب.ظ
خیلی عالی بود ممنون عزیز برادر
موفق باشید
1389/03/10 02:51 ب.ظ
زحماتت قابل قردر است .
و تشکر از این زحماتت.
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :