تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - سیستم دلیسکه
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








1389/02/21 :: نویسنده : مصطفی سروری

1- نزدیکی هر چه بیشتر با روسیه و توافق 1899

در سال 1890 که دلکسه زمام امور سیاست خارجی فرانسه را به دست گرفت روابط فرانسه وروسیه در وضع چندان مطلوبی نبود. دو کشور حوزه فعالیت جداگانه‌ای داشتند. به طور مثال روسیه درگیر مسائل شرق دور(چین) بود. در حالی که رقابتهای استعماری در چین اصلا مورد توجه فرانسه نبود. فرانسه در شمال آفریقا و آفریقای سیاه درگیر مشکلات بود و به کمک متحدین خود نیاز داشت اما روسیه در این مناطق منافعی نداشت. در حوزه مدیترانه و نسبت به امپراطوری عثمانی نیز سیاست‌های دوکشور دچار تضادهای جدی بودتنها عاملی که روابط دو کشور را تا حدودی گرم نگه داشته بود کمک های اقتصادی فرانسه به روسیه بود که حمایت های سیاسی روسیه از فرانسه را به دنبال داشت. روسیه در این زمان نیاز به وام های خارجی داشت. دلکسه از همین نقطه ضعف روسیه استفاده کرده و زمینه همکاری های وسیع تر اقتصادی، سیاسی و نظامی دوکشور را فراهم کرد. این روابط را به سطحی رساند که بعد از آن می توان از اتحاد فرانسه و روسیه نام برد.

- سست نمودن پیوند ایتالیا و اتحاد مثلث

همزمان با تقویت روابط فرانسه و روسیه دلکسه درصدد بر آمد که از تضادهای بین اتریش و ایتالیا استفاده کرده ودر اتحاد مثلث شکاف ایجاد کند.در این زمان  از یک سو تضاد بین اتریش و ایتالیا در بالکان شدت گرفته بود و از سوی دیگر سیاست مدارانی در ایتالیا روی کار آمده بود که طرفدار اتحاد با فرانسه بودند. از جمله این افراد ویکتور امانوئل سوم پادشاه ایتالیا بود که احساسات دوستانه ای نسبت به فرانسه داشت. این شرایط زمینه را برای یک قرارداد سری بین فرانسه و ایتالیا فراهم کرد.که به موجب آن دوکشور مستعمرات همدیگر را در آفریقا به رسمیت شناختند در سال 1902 در حالیکه مذاکرات تجدید اتحاد مثلث جریان داشت توافق فرانسه و ایتالیا نیز منجر به عقد قرارداد محرمانه بین دوکشور شد. که به موجب آن ایتالیا متعهد می شد در صورت بروز جنگ بین فرانسه و آلمان بی طرفی اختیار کند. گرچه موضع ایتالیا نسبت به فرانسه از حد دوستی تجاوز نکرد اما همین قدر برای سیاست های دلکسه کافی بود.

3- عقد قرار داد دوستی با انگلستان (آنتانت کردیال)

چنانچه گذشت مذاکرات آلمان و انگلستان به نتیجه ای نرسید. تبلیغاتی که رسانه های دوکشور علیه همدیگر راه اندازی کردند روابطه دوکشور را تقریبا به طور قاطعی قطع کرد. بنابراین انگلستان با چند مشکل مواجه شد. از یک طرف خطر آلمان و از طرف دیگر انزوای ناخوشایندی که انگلستان با آن مواجه شده بود. ادوارد هفتم پادشاه انگلستان وسیاستمداران دیگر این کشور را به برقراری روابط نزدیک تر با فرانسه تشویق کرد. گرچه این دوکشور اختلافاتی داشتند که بر افکار عمومی هر دوکشور سنگینی می کرد. اما دلکسه به خوبی دریافته بوده بود که  اختلافات بر سر مستعرات می تواند بر روابط این دوکشور تاثیرات نا مطلوبی بگذارد. بنابراین اختلافات بر سر مستعمرات را اینگونه حل کردند که فرانسه از ادعاهای خود در مصر صرف نظر کرد و در ازای آن انگلستان دست فرانسه را در اختلافات مساعد ساخته وبلاخره در اپریل 1904 قرارداد دوستی بین فرانسه و انگلستان تحت عنوان آنتانت کوردیال یا تفاهم دوستانه به امضا رسید. در این قرارداد تمام مشکلات دو کشور در مستعمراتشان درسودان ومراکش نیجریه وزامبیا حل شده بود. ودر آسیا واقیانوسیه نیز بر  اعمال حاکمیت دوگانه توافق کرده بودند.

واکنش آلمان در مقابله با سیستم دلکسه

آلمان باید در مقابل سیستم دلکسه راه حل می اندیشید دراین راستا سعی کرد با استفاده  از دوابزار سیستم دلکسه را با چالش مواجه کند. این دو ابزار عبارت بودند از: 1- استفاده از اختلاف روسیه و انگلستان 2- بحران مراکش

1- استفاده از اختلاف روسیه و انگلستان: روسیه از پیمان انگلستان و فرانسه به دلیل رقابتی  که بین دوکشور وجود داشت ناراضی بود و از طرفی فکر می‌کردکه درجنگی که بین روسیه و جاپان اتفاق افتاده بود به اندازه کافی از طرف فرانسه مورد حمایت قرار نگرفته است. امپراتور آلمان سعی کرد از  این نارضایتی روسیه استفاده کرده و او را از صف متحدین فرانسه خارج کند. اما روسیه دیگر به آلمان اعتماد نداشت ثانیا فشار اقتصادی که ازطرف فرانسه به این کشور وارد می شد نتوانست از اتحاد فرانسه خارج شده و به آلمان بپیوندد بنابراین با استفاده از این ابزار آلمان نتوانست که روابط فرانسه را زیر نظر بگیرد نتوانست که انگلستان را منزوی کند. 

2-بحران مراکش: ابزار دیگری که آلمان ها برای تضعیف سیستم دلکسه استفاده کردند و کارآمد تر از ابزار اولی بود استفاده از بحران مراکش بود .مراکش و اتیوپی دراین زمان جزء معدود کشورهای مستقل آفریقا به حساب می آمد وفرانسه تصمیم گرفته بود که براین کشور هم تسلط یابد. در این زمان سلطان مراکش به تازگی عوض شده بود (سلطان عبدالعزیز به جای پدر ش ملا سلطان به تخت نشسته بود) سلطان جدیدخواهان نوگرایی بودکه با بافت سنتی کشور تضاد داشت و شورشهایی در مخالفت با آن صورت میگرفت .فرانسه به بهانه اینکه شورشیان گاهی وارد الجزایر می شوند به مداخله درمراکش می پرداخت. فرانسه نظر دیگر رقبا مانند انگلستان( در عوض حق این کشور درمصر )را نیز (پذیرفتن سلطه بر لیبی) جلب کرده بود بنابراین با دادن قرض گزافی به دولت مراکش بر گمرکات این کشور تسلط یافت. مدتی بعد به بهانه اصلاحات مالی طرح قیمومیت این کشور را به سلطان تسلیم کرد.

آلمان فکر می‌کرد که اگر با فرانسه در شمال آفریقا درگیر جنگ شود روسیه به دلیل دلخوری از عدم مساعدت فرانسه درجنگ جاپان وانگلستان به دلیل مصالح خود برای حمایت از فرانسه درگیر جنگ نخواهند شد. لذا به تصمیمات فرانسه اعتراض کرد و این کشور را تهدید به جنگ کرد. رهبران فرانسه  در مقابل این تهدید دچار اختلاف شدند دلکسه اعتقاد داشت که نباید این تهدید را جدی گرفت ونخست وزیر روویه معتقد بودکه تهدید آلمان جدی است بنابر این تصمیم گرفت که دلکسه را قربانی سیاست بولو صدراعظم آلمان کند. دلکسه نیز که خود را تنها دید ناچار به استعفا شد. ولی سیستم او همچنان پا بر جا بود. اما آلمان به اولین هدف خود رسید. بولو صدر اعظم آلمان که طراح این سیاست بود در مقابل امپراتورکه نمی خواست با فرانسه درگیر شود. بیان می کند که  نه منافع اقتصادی آلمان در مراکش در خطر جدی بود و نه آلمان واقعا خواهان جنگ با فرانسه زیرا هر جنگی می توانست تبدیل به جنگ جهانی شود. تنها هدف آلمان از این تهدید ترساندن فرانسه و حذف دلکسه از سیاست این کشور بود که موفق هم شد.

توافق روسیه و انگلستان و تشکیل اتفاق مثلث

اقدامات آلمان درجهت از بین بردن انتانت کردیال و حالت تهاجمی این کشور در جریان بحران مراکش نه تنها پیمان بین فرانسه و انگلستان را سست نکرد بلکه موجب همبستگی بیشتر بین این دو کشورشد. انگلستان تا این زمان به طور سنتی سیاست انزوا پیشه کرده بود و فقط وقتی در مسایل اروپا  دخالت می کرد که نیاز به برقراری موازنه قوا باشد. در این زمان اقدامات تهدید آمیز آلمان از یک طرف و وضع روسیه که بعد از جنگ جاپان و مشکلات داخلی به شدت تضعیف شده بود از طرف دیگر باعث شد که انگلستان نگران برهم خوردن موازنه قوا در اروپا باشد.بنابراین در مقابل خطری که از جانب آلمان احساس می‌شد باید جانب فرانسه را می‌گرفت برهمین اساس در بحران مراکش نه تنها به طور قاطع از فرانسه حمایت کرد بلکه به تقویت هر چه بیشتر انتانت کردیال پرداخت وحتی زمینه را برای همکاری های  اردوی دو کشور فراهم کرد.

سیاست دوستی که انگلستان با فرانسه در پیش گرفته بود نمی توانست با سیاست خصمانه نسبت به روسیه همراه باشد. از طرفی انگلستان تهدید آلمان را به حدی جدی تلقی می کرد که بین بد و بدتر باید یکی را انتخاب می کرد. عوامل اختلاف انگیز بین دوکشور  روسیه و انگلستان نیز در این زمان به حداقل رسیده بود، انگلستان دراین زمان خواهان حفظ تمامیت ارضی عثمانی نبود و توان نظامی روسیه هم به حدی ضعیف شده بود که توان رقابت با انگلستان را نداشت. روسیه نیز خواهان داشتن متحدینی در اروپا بود تمایلات دوجانبه بین دوکشور نیاز به وساطت فرانسه داشت . فرانسه نیز به دنبال اتحاد جدیدی بود که بتواند درمقابل اتحاد مثلث ایستادگی کند. در نهایت وساطت فرانسه منجر به توافقات روسیه وانگلستان در باره مستعمراتشان شد که بر مبنی این توافقات ایران به سه بخش تقسیم میشد. افغانستان به صورت حوزه نفوذ انگلستان در می آمد و تبت به چین واگذار میشد با این توافقات سنگ بنای همکاری دو کشوردر 1907 گذاشته شد. توافقات سه کشور فرانسه ،روسیه وانگلستان منجر به پیدا شدن جبهه جدیدی در اروپا شد که به اتفاق مثلث معروف گشت. گرچه ابتدا به نظر می رسید که این اتفاق استحکام چندانی ندارد ولی درجریان بحرانهای سیاسی این دوره بتدریج مستحکمتر شد. بنابراین تلاشهای آلمان در راستای تضعیف فرانسه نتیجه عکس داد ونه تنها باعث تحکیم روابط انگلستان وفرانسه بلکه موجب نزدیکی انگلستان وروسیه نیز گردید.

از اتفاق مثلث تا جنگ جهانی اول

از سال 1907 اروپا به دو بلوک متخاصم تقسیم گردید به طوری که در داخل هر بلوک رقابت های سابق به فراموشی سپرده شد و بر عکس رقابت های هر بلوک با دیگری شدت یافت. این دوران را می توان دوران بحران ها نامید. زیرا هر لحظه صلح اروپا در خطر بحرانی جدید قرار داشت. در این هفت سال بحران های متعددی پیش آمد مانند بحران بوسنی "9_1908" بحران دوم مراکش " 1911" جنگ های بالکان " 13-1912" و جنگ جهانی اول " 1914" تمام این بحران ها در راستای رقابت های استعماری قدرت های بزرگ  در مناطق تحت استعمارشان بود.

الف: بحران بوسنی  9- 1908

این بحران که ناشی از ضعف بیش از حد امپراطوری عثمانی بود باعث شد که اتریش پس از در نظر گرفتن شرایط که ضعف عثمانی واستقلال طلبی ملل بالکان بود. انضمام بوسنی هرزگوین را به خاک خود اعلام کند در " 1908" صربستان به این امر اعتراض کرده و از روسیه کمک خواست. خصومت اتریش و روسیه بر سر این موضوع تا حد جنگ پیش رفت. اما روسیه از جانب متحدین یعنی فرانسه و انگلستان به اندازه کافی حمایت نشد و اتریش توانست انضمام خاک بوسنی را به اتریش به دولت عثمانی بقبولاند. صربستان با این موضوع مخالف بود اما با واکنش شدید آلمان مواجه شد.

روسیه نیز با در نظر گرفتن ضعف خود به خواسته‌ی اتریش تن داده و صربستان نیز چاره‌ایی جز تسلیم ندید. این بحران نشان داد که صلح در اروپا به شدت آسیب پذیر است. روسیه از این بحران متحمل توهین شد و در صدد جبران آن بر آمد. بر خلاف انتظار اتحاد مثلث از این بحران آسیب دید زیرا موجبات ناخشنودی ایتالیا فراهم آمد در نتیجه باعث شد که به روسیه رو آورد اما اتریش که از این وضع نگران شده بود به امضای توافقی رضایت داد که به موجب آن در مقابل هرگونه تغییری در وضعیت بالکان باید مابه ازایی به ایتالیا داده شود. اما اتفاق مثلث از این بحران مستحکم تر شد زیرا روسیه از ترس شکست دیگر، تصمیم گرفت پیوندهای خود را با پاریس مستحکم تر کند.

ب : بحران دوم مراکش و بحران اقادیر

این دو بحران نیز در اثنای رقابت دو کشور آلمان و فرانسه در مراکش پیش آمد در نتیجه این بحرانها انگلستان و فرانسه بیش از پیش به هم نزدیک شده و مسابقه تسلیحاتی بین کشورهای اروپایی سرعت بیشتری گرفت.

ج: جنگ های بالکان

وضعیت بالکان: وضعیت بالکان ارتباط مستقیمی با وضعیت امپراطوری عثمانی در این دوران داشت. عثمانی در این دوران با دو مشکل داخلی و خارجی دست به گریبان بود. در داخل سیستم حکومت و انقلاب ترکان جوان با ساختار ناهمگن امپراطوری همخوانی نداشت و انسجام ملی را که ترکان جوان سعی در ایجاد آن داشتند و می خواستند آن را بر پایه‌ی فرهنگ ترکی بنا بگذارند. با احساسات ملی اقلیت های دیگر در تضاد بود و لذا باعث قیام های ملل مسیحی بالکان گردید. این وضعیت طمع اروپایی ها را به عثمانی زیاد کرد. در نتیجه ایتالیا که از دیرباز به لیبی چشم داشت نیروهای خود را وارد لیبی کرده و به عثمانی اعلان جنگ داد. این جنگ به دولت های بالکان فرصت داد که ادعای استقلال کنند. کشورهای بالکان با تشویق روسیه تشکیل اتحادیه داده و طی اولتیماتومی به دولت عثمانی در اکتوبر " 1912" اعلان جنگ دادند.

جنگ اول بالکان :

عثمانی جنگ با ایتالیا را در لیبی به سرعت پایان داده و قوای خود را از لیبی فراخواند اما جنگ بالکان که به سرعت به طرف شکست عثمانی پیش می‌رفت دولت های اروپایی را تشویق به حمایت از متحدانشان کرد.به این ترتیب خطر یک جنگ جهانی حس میشد. لذا فرانسه پیشنهاد تشکیل کنفرانسی را در جهت خاتمه جنگ در لندن داد. نمایندگان طرف های متخاصم در این کنفرانس جمع شدند. در طی جنگ شهر ادرنه به دست بلغارها افتاده بود و عثمانی به جدایی ادرنه رضایت نداد بنابراین جنگ درجون " 1913"  از سر گرفته شد و این بار نیز کشورهای بالکان پیروز شدند.

تقسیم بقایای ارضی عثمانی در اروپا رقابت کشورهای بالکان را برانگیخت و این بار آتش جنگ بین کشورهای متحد بالکان در سایه‌ی حمایت اتریش و روسیه در گرفت. جنگ بین دول بالکان در نهایت در 10 اوت " 1913" منجر به عقد قرار داد صلح بخارست شد. در نتیجه‌ی جنگ دوم بالکان و صلح بخارست :

1- اتحاد مثلث در بالکان شدیدا تضعیف شد.

2- صربستان به صورت کشور بزرگی در آمد.     

آلمان که از قرن نوزدهم در ارتش عثمانی صاحب نفوذ بود با شکست عثمانی، هیئت آلمانی نزد سلطان حیثیت خود را ن دست داد و از طرف دیگر آلمانی ها از اینکه در سرکوب ملل بالکان از اتریش حمایت نکرده بودند متاثر بودند. صربستان ادعای اتحاد بالکان را داشت و اتریش و ایتالیا بر سر کشور تازه تاسیس آلبانی رقابت داشتند در نتیجه بالکان به صورت انبار باروتی در آمده بود که هر آن احتمال انفجار می داد.





نوع مطلب : تاریخ روابط بین الملل2، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1396/04/4 09:02 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در
آیا واقعا حل و فصل خوب با من پس از برخی
از زمان. جایی درون جملات شما در واقع موفق
به من مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.

من هنوز مشکل خود را با فراز
در مفروضات و شما خواهد را خوب به کمک
پر همه کسانی معافیت. در صورتی که شما که می توانید انجام من
خواهد مطمئنا تا پایان در گم.
1396/01/25 06:22 ب.ظ
If some one wishes to be updated with newest technologies after that he must be go to see this site and be up to date everyday.
1396/01/20 09:29 ق.ظ
Hi! This is my 1st comment here so I just wanted to give a quick shout out and
say I genuinely enjoy reading through your blog posts.
Can you recommend any other blogs/websites/forums that go over the same subjects?
Thank you so much!
1395/12/27 01:05 ق.ظ
خیلی عالی و بصورت خلاصه و قابل فهم...تشکر از زحمات حضرتعالی
1395/12/27 12:59 ق.ظ
خیلی عالی و بصورت خلاصه و قابل فهم...تشکر از زحمات حضرتعالی
1393/03/3 08:03 ق.ظ
تشکر بسیار چیزای خوب دارین
1393/02/14 08:22 ق.ظ
جناب آقای سروری
واقعا از شما به خاطر زحماتی که کشیدید ممنونم. کتاب اقای نقیب زاده رو خوندم ولی درکش برام خیلی سخت بود ولی با این روش خلاصه نویسی شما کل مطلب نوش شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :