تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - فئودالیسم (feudalism )
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








         فئودالیسم آن فرماسیون اجتماعی ـ اقتصادی كه در نتیجه تلاشی جامعه برده داری و یا مستقیماً در نتیجه تلاشی كمون اولیه با ویژگی های مشخص خود در هر كشور، تقریباً در كلیه سرزمین های جهان بوجود آمد.

         پیدایش در شكل كلاسیك خود، عوامل این دوران در بطن جامعه برده داری به صورت كولون بروز نمود. كولون عبارت بودند از بردگان آزاد شده یا زحمتكشان آزاد یعنی غیر برده كه قطعات كوچك زمین را با شرایط معینی می گرفتند و موظف بودند زمین ارباب یعنی مالك بزرگ زمین را زراعت كنند و سهم بزرگی از محصول را به صورت جنس یا نقد به مالك تسلیم كنند و مقرری های دیگری به شكل بیگاری ومالیات و غیره تادیه نمایند. در اواخر دوران برده داری، كار به این شكل، عواید بیشتری برای برده داران و خواجگان تامین م یكرد. زارعین جدید، وابسته به زمین بودند یعنی با آن خرید و فروش می شدند ولی دیگر بنده و زرخرید به شمار نمی آمدند. این نوع جدید زحمتكشان كه به زبان رومی كولون نامیده می شدند پیشینیان سرف ها یا رعیت های قرون وسطایی هستند. با مرور زمان اختلاف بین بردگان آزاد شده، كولون ها و دهقانان آزاد از بین رفت و همه به توده وسیع و یك دست «رعیت» كه در غرب سرف نامیده می شود بدل شدند. به همین جهت دوران فئودالیسم را سرواژ نیز نامیده اند.

         در صورت بندی اجتماعی ـ اقتصادی فئودالیسم طبقات اساسی عبارتند از دهقانان رعیت (بهره دهان) و مالكان فئودال (بهره كشان). عامل انقلابی در این مرحله همواره دهقانان و پیشه وران بودند.

در جوامع شرق باستان بنابه تحقیقاتی كه تاكنون صورت گرفته ظاهراً تقسیم اساسی افراد جامعه به آزاد و بنده صورت نگرفته، بلكه تقسیم جامعه به دو گروه فقیر و غنی روی داده است. روسای قبایل فرماندهان جنگی، روحانیون و پیشوایان به علت وظایف خاص و متعدد خود نظیر حفظ امنیت، نظارت بر تقسیم نوبتی زمین ها، آبیاری، نگاهداری دام ها و غیره اهمیت و قدرت و ثروت یافتند و قشربندی درونی جامعه طایفه ای ابتدایی بین آن ها و انبوه فقیر طوایف صورت گرفت. تشكیل اتحادیه های قبایل و سپس پادشاهی ها و  ایجاد اشراف و قدرت دولتی متمركز و به شدت استبدادی راه تكامل این جوامع بود كه در آن ها رژیم برده داری تسلط كامل نیافت. بردگان اگرچه وجود داشتند ولی هرگز به صورت طبقه عمده و نیروی اساسی جامعه در نیامدند بردگی به شكل عمده به صورت بردگی خانگی باقی ماند.

         نیروهای تولیدی ـ دوران فئودالیسم یك مرحله ضروری تكامل جامعه انسانی است و پیدایش آن به موقع خود به رشد نیروهای مولده كمك كرد. رشته های اساسی تولید در این دوران كشاورزی است. كار توده های دهقانی وابسته به زمین كه هر یك قطعه زمینی را كشت می كرد و دارای ابراز تولید متعلق به خود بود و تا حدی خویش را در پیشرفت كشاورزی ذینفع می شمرد توانست موانعی را كه در آن عصر در راه رشد نیروهای مولد وجود داشت برطرف سازد  در آغاز این دوران ادوات زراعی خیش چوبی وآهنی، داس و بیل بود و سپس گاو آن چرخ دار و ادوات زراعی دندانه دار و بعد تدریجاً آسیای بادی یا آبی وغیره به وجود آمد. سطح تولید ترقی كرد، محصولات متنوع تر شد، دامپروری رشد یافت، پیشه وری به تدریج كاملاً از كشاورزی جدا شد، حرفه های جدید پیدا شد و بالاخره آهنگری، كشتیرانی و استفاده از نیروی آب و چرخ و غیره تاثیر مهمی در پیشرفت امور صنعتی نمود، به طوری كه دیگر تكامل آینده تولید در چارچوب تنگ مناسبات فئودالی ممكن نبود.

         مناسبات تولیدی ـ مناسبات تولیدی جامعه فئودالی بر مالكیت ارباب بر زمین و مالكیت محدودی بر رعیت استوار بود. رعیت دیگر بنده نبود، اختیار جان او در دست مالك نبود و مستقلاً فروخته نمی شد، اگر چه با زمینی كه به فروش می رفت به مالك جدید منتقل می شد. در ممالك شرقی اكثر دهقانان وابستگی به شكل كلاسیك به زمین نداشتند و بیشتر قروض آ نها به مالك، آنان را از نظر اقتصادی وابسته می كرد. رعیت از محصول دارای سهمی بود كه به خود او تعلق داشت. در این دوران هم مالكیت فئودالی و هم مالكیت انفرادی دهقان و پیشه ور بر ادوات تولید تواماً وجود داشت. محصول اضافی رعیت تسلیم ارباب می شد كه آن را بهره مالكانه یا بهره اربابی می نامیدند. به طور كلی سه نوع بهره مالكانه: كار بهره یا بیكاری، بهره جنسی و بهره نقدی بر می خوریم كه كمابیش در جنب یكدیگر وجود داشتند ولی در مراحل مختلف تكامل جامعه فئودالی یكی از اشكال مزبور تفوق یافته است. شكل مسلط استثمار دهقانان در مرحله ابتدایی دوران فئودالیسم كار بهره بود، بدین معنی كه دهقانان روزهای معینی از هفته را مستقیماً برای ارباب و روی زمین او كار می كرد و بدین ترتیب به اصطلاح اقتصادی زمان كار اضافی او از نظر زمان و مكان كاملاً مشخص بود. بهره جنسی تسلیم منظم مقداری از محصول زراعی و دامی بود. بهره نقدی به معنای پرداخت بهره مالكانه به پول است. بهره نقدی خصوصیت دورانیست كه فئودالیسم در حال تلاشی است و مناسبات سرمایه داری كم كم در تولید رخنه می كند. علاوه بر این بهره منظم مالكانه ارباب یك سلسله عوارض و مالیات ها و سیورسات به دهقانان تحمیل می كرد. واضح است كه هر كشور یا گروه كشورها دارای ویژگی های فئودالی مخصوص به خود بودند. مثلاً در ممالك باستان خاور زمین مدت ها مناسبات فئودالی با بقایای دوران های پیشین در آمیخته بود. مالكیت دولتی بر زمین و مالكیت شاهان قسمت مهمی از زمین ها را در بر می گرفت. آبیاری مصنوعی، قنوات و شبكه های آبیاری و تعلق آن ها به دولت و اشراف ویژگی های خاص را موجب می شد. این ویژگی ها كه به «شیوه های تولید آسیایی» ( اصطلاح ماركس) معروف شده خود مورد بحث محققان است.

         قانون اساسی اقتصاد فئودالی عبارتست از تولید محصول اضافی برای تامین نیازمندی های دوران فئودال و استثمار رعایای وابسته بر مبنای مالكیت  ارباب بر زمین و مالكیت محدود وی نسبت به رعایا، از طریق كار بهره، بهره جنسی و نقدی و انواع دیگر عوارض و مالیات ها و سیورسات (واژه كاربهره را در فارسی می توان به بیگاری تعبیر نمود).

         در آغاز این دوران اقتصاد طبیعی تفوق كامل داشت و مقصود از اقتصاد طبیعی وابسته آنست كه هر ارباب در املاك خود ازعواید و بهره ای كه از استثمار دهقانان به دست می آورد زندگی می كرد و تقریباً كلیه احتیاجات ضروری وی و خدمه اش را در املاكش تهیه می شد و به ندرت مبادلات با خارج از این محیط مورد استفاده قرار می گرفت. اقتصاد دهقانی نیز بر همین پایه قرار داشت و خانواده دهقانی به امور پیشه وری نیز می پرداخت و عمده نیازمندی های خود را شخصاً تامین می نمود. بعداً به تدریج با توسعه شهرها تولید پیشه وری و تقسیم كار و مبادلات بین شهر و ده بسط یافت و ناگزیر درهای اقتصاد طبیعی به خارج گشوده شد و بازار گسترش یافت.

         مناسبات تولیدی فئودالی در مرحله معینی از تكامل دوران فئودالی به سدی در راه تكامل نیروهای مولد بدل می شود. با رشد تولید كالایی عوامل كم و بیش شكل گرفته فرماسیون سرمایه داری پدید می گردد. قیام ها و جنگ های دهقانی اساس جامعه فئودالی را متزلزل می كند و جامعه راه رشد خود را به سوی دوران بعدی می گشاید.

         در دوران معاصر به علت وجود سیستم جهانی سوسیالیستی، كه به عامل قاطع تكامل جامعه بشری بدل می شود و همچنین وجود نهضت های نیرومند ملی و آزادیبخش امكان آن هست كه جوامعی كه در آن هنوز فئودالیسم و یا بقایای آن وجود دارد دیگر از دوران پردرد سرمایه داری نگذرند و مستقیماً با در پیش گرفتن راه رشد غیر سرمایه داری به صورت بندی اقتصادی – اجتماعی سوسیالیسم برسند.





نوع مطلب : واژه نامه سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1396/06/24 02:57 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It if truth be told was once a entertainment account it.

Look complex to far delivered agreeable from you!
However, how can we be in contact?
1396/01/20 02:01 ق.ظ
I am really loving the theme/design of your website. Do you ever run into any web browser compatibility problems?
A few of my blog audience have complained about
my site not operating correctly in Explorer but looks great in Safari.
Do you have any suggestions to help fix this problem?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :