تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - قدرت
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








1389/03/20 :: نویسنده : مصطفی سروری

قدرت powerاز لحاظ لغوی به معنی توانائی وتوانمندی است که مقداری از تاثیر بالقوه یا بالفعل یک فرد یا یک شی بر افراد یا اشیا دیگر را نشان می دهد.اگر الف دارای مقداری از تاثیر بر ب باشد ،می گوئیم الف دارای قدرت نسبت به ب است.

    در فلسفه سیاسی قدرت توانائی انسان ها در تاثیر گذاری بر حیات وارده جمعی یکدیگر و در نهایت ،تعیین سمت وسوی آن است.ا ز دید برخی از اندیشمندان سیاسی قدرت جز زندگی سیاسی است وبدون درک درستی از قدرت نمی توان سیاست را فهمید. عده ای قدرت را ستوده اند (ماکیاولی ونیچه) وبرخی مانند ژان ژا ک روسو نکوهش کرده اند.لیبرال ها قدرت را برای پاسداری از اصلی ترین خواسته انسان(نظم وامنیت)ضروی میدانند وماتریالسیت ها قدرت را محصول کشاکش طبقاتی .

تعریف قدرت

    ریمون آرون :قدرت توانمندی برای عملی ساختن یا نابود کردن است.وقتی افراد قدرت خود را در رابطه با دیگران عملی کردند ،مهوم سیاسی قدرت درک می شود.

    آر.جی تونی جامعه شناس امریکائی :قدرت را می توان به عنوان ظرفیت یک فرد یا گروهی از افراد در جهت تعدیل رفتار دیگر افراد یا گروه ها در جهت هدفی که خود می خواهند دانست.

در هر دو تعریف تاکید بر ظرفیت و توانمندی است.

     مورگانتا به وضوح قدرت را رابطه روانی میداند که در آن افراد کنترل خود را بر ذهن وعمل دیگران بر قرار می کنند.پس قدرت سیاسی یک رابطه روانی است بین کسانی که آن را اعمال می کنند و کسانی که بر آنها قدرت اعمال می شود. می بینیم گروهی بر ابزار ولوازم مورد استفاده در رابطه قدرت تاکید دارند ،اما عده ای دیگر بر نفس رابطه.چه بسا افرادی که  ابزار مادی قدرت رادر اختیار دارند ولی توانائی تاثیر گذاری بر دیگران را ندارند..یاعکس مسئاله هم صادق است.

      قدرت در علوم اجتماعی وعلوم سیاسی کلیدی ترین مفهوم است .برترانت راسل معتقد است : قدرت را می توان به معنی پدید آوردن آثار مطلوب تعریف کرد.پس قدرت مفهومی است کمی.راسل مقوله قدرت را در علوم اجتماعی مانند انرژی در فزیک می داند.از نظر او فهم درست علوم اجتماعی در گرو تبیین وفهم صحیح قدرت است.«قوانین علم حرکات جامعه قوانینی هستند که فقط بر حسب قدرت قابل تبیین اند،نه بر حسب این یا آن شکل از قدرت.قدرت مانند انرژی باید مدام در حال تبدیل از یک صورت به صورت دیگر در نظر گرفته شودووظیفه علوم اجتماعی این است که قوانین این تبدلات را جستجو نماید.

      ماکس وبر :قدرت امکان تحمیل اراده خود بر رفتار دیگران است.او مقوله قدرت را از نظرجامعه شناسی مورد بررسی قرار داده است.لذا قدرت درعرصه رفتار اجتماعی انسان ها مورد نظر است یعنی قدرت سیاسی

پس از نظر وبر قدرت مجال یک فرد یا افراد برای اعمال اراده خود حتی در برابر مقاومت عناصر دیگر که در صحنه عمل شرکت دارند است.پس قدرت بر دو رکن عمده :1- تحمیل اراده.2- مقاومت شخص دیگر استوار است. وبر قدرت را معادل سلطه می داندورابطه بین قدرت مند وقدرت پذیر را مثل رابطه فرمانبر وفرمانروا یا اطاعت وفرمان می بیند.پس از نظر وبر هر کس که در جامعه قوه واستعداد اعمال اراده خود را بر دیگران داشته باشد ،واجد قدرت است.

      مارکس :قدرت «اعمال قهر سازمان یافته یک طبقه علیه طبقه دیگر است».پس ازنظر مارکس قدرت با سه خصوصیت شناخته می شود.

خاصیت طبقاتی دارد و در رابطه یک طبقه با طبقه دیگر تحقق می یابد.

قدرت هرگز نمی تواند سالم ومشروع باشد،چون منشا ستم یک طبقه علیه طبقه دیگر است.

قدرت دارای خصیصه  تحمیلی وبیانگر رابطه طبقه حاکم ومحکوم است.

رابرت دال قدرت رابطه میان بازیگرانی است که در آن یک بازیگر،دیگر بازیگران را به عملی وامیدارد که در غیر این صورت آن عمل را انجام نمی دادند.

نقد دیدگاه راسل

آیا منظور راسل آثار مطلوب عملی وفعلی است یا ذهنی و آینده ؟دیگراین که تشبیه قدرت به انرژی درست نیست چون قدرت انسان بر  اساس اراده است اما انرژی فاقد اراده واختیار است.آیا قدرت سیاسی کمیتی قابل اندازه گیری است؟درعلوم طبیعی می توان از نیرو ،توان وانرژی برای اندازه گیری استفاده کرد،امادر علوم اجتماعی وسیاسی نمی توان کمیت مطلق را به افراد یا گروه ها نسبت داد .چون نمی توان دوبازیگر سیاسی را از بقیه جدا کردورابطه قدرت آن دو راسنجید.قدرت سیاسی نه به عنوان ویژگی ذاتی بازیگران،بلکه به عنوان ویژگی رابطه میان آن ها باید بررسی شود.  

     تحلیل وبر از قدرت کاملا انسانی واجتماعی وبه دو دلیل بهتر از تحلیل راسل است.1-  از کلی گوئی پرهیز کرده و به تحلیل قدر اجتماعی پرداخته است.2- بحث امکان تحمیل اراده توجه به ماهیت قدرت است.

نقد وبر

1-آیا یک رهبر محبوب اجتماعی نظر خود را ابراز می کند یا تحمیل.

2-اراده ای قدرت است که تحمیلی باشد و هر گونه مقاومت را در برابرخود بشکند.

3-منابع واقعی رسیدن به قدرت بر چه بنیانی استوار است یعنی با کدام امکانات اراده تحمیل شود که قدرت محقق گردد.بصورت تصادفی باشد.

نقد مارکس:قدرت همیشه مبتنی بر زور نیست.ممکن است مبتنی بر ایمان ،وفاداری و...باشد.

طبقه از دید مارکس رنگ اقتصادی دارد،در حلیکه ممکن است اعتقادی،صنفی ،نژادی و...باشد.

قدرت از نظر مارکس ناسالم و نا مشروع است در حالیکه قدرت مثل شمشیر دو لبه است.می توان برای اهداف سالم و یا ناسالم بکار رود.

     هانا آرنت

   «قدرت توانائی آدمی برای عمل ،در همآنگی با گروه است».پس قدرت هرگز خاصیت فرد نیست بلکه به گروه  تعلق می گیرد.وتنها تا زمانی وجود خواهد داشت که در عمل افراد گروه با هم باشند.

آرنت بین قدرت و خشونت تمایز قایل گردیده وخشونت را مغایر با قدرت می دا ند ومعتقد است خشونت زمانی بوجود می آید که قدرت از صحنه غایب گردد.آیا با پایان گرفتن خشونت در مناسبات میان دولت ها ،قدرت هم پایان می پذیرد.؟آرنت برای اثبات ادعای خوداز دوروش استفاده می کند:1- تحلیل مفهومی 2- بررسی مصادیق واقعی.

در تحلیل مفهومی قدرت ر الازمه جمع می داند.فلان شخص قدرت دارد یعنی جمع به او این توانائی را داده است وبا از بین رفتن ملزوم(جمع)لازم(قدرت)هم از بین می رود.در حالیکه خشونت نشان دهنده جنبه ابزاری است ورابطه مستقیم با جمع ندار د.چون سرشت آن متکی به سلاح است.

بررسی مصداقی آرنت در رابطه با انقلاب ها است.به نظر او تحلیل انقلاب ها دو جبهه را نشان می دهد.

جبهه وسیع مردم بی سلاح

جبهه اقلیت با سلاح بسیار مخرب.

جبهه اول نماد قدرت وجبهه دوم نمادخشونت است .قدرت همیشه رودروی خشونت ایستاده و نهایتا قدرت پیروزمی گردد«جائیکه از فرمان ها اطاعت نشود واطاعت مدنی از بین برود حکومت نابود وقدرت مردم  به پیروزی می رسد.

 

نقد هانا آرنت

آیا هماهنگی گروهی قدرت تولید می کند ؟آیا هرقدر گروه بیشتر باشد همآهنگی بیشتر است؟خیر آلمان وهند

   پولانزاس

   مفهوم قدرت بستگی مستقیم به طبقات اجتماعی دارد وتجلی آن در مبارزه  طبقاتی وبین طبقات است«مفهوم قدرت به آن نوعی دقیقی از روابط اجتماعی مربوط می شود که ویژگی آن ها تعارض ومیارزه طبقاتی است.پولانزاس برای روشن شدن دیدگاهش مفاهیمی مانند طبقه اجتماعی،منافع طبقاتی و منافع خصوصی را توضیح می دهد.

به نظر او در جامعه ای که مبارزه طبقاتی وجود ندارد بحث قدرت مطرح نیست ،بلکه آمریت  یا زور مطرح است.او بر اساس دید مارکسیستی طبقه را مبتنی بر پایگاه اقتصادی تعریف می کند.

    فوكو

   در خصوص مفهوم قدرت، درك سلسله مراتبی ساده را رد می‌كند و معتقد است قدرت یك مفهوم ساده ابلاغی از بالا به پایین و دستوری نیست، بلكه در شبكه‌ای از روابط در هم پیچیده، ساری و جاری است.همان چیزی كه ساختار جامعه را تعیین و آن را مشروع می‌كند. قدرت در این مفهوم ریشه در لایه‌های مختلف تعاملات اجتماعی و زبانی (مفاهیم) دارد. . در اندیشه فوكو «مساله قدرت» در همه جا جاری است، در نسبت‌ها و اهمیت یافتن مناسبت‌ها، در روابط و تعاملات زبانی و كلامی میان افراد، طبقات و گروه‌های اجتماعی كه به روش‌ها و منش‌های گوناگون ابراز می‌شود. . فوكو در«اراده به دانستن» قدرت را پیش از هر چیز به منزله كثرت مناسبات نیرو درك می‌كند. مناسباتی كه ذاتی عرصه‌ای هستند كه در آن اعمال می‌شوند. برای توضیح بیشتر مفهوم قدرت در تفكر فوكو، آن را از زاویه مفهوم «هژمونی» گرامشی بررسی می‌كنیم. گرامشی  در زندان مفهومی ماندگار را به یادگار گذاشت. هژمونی او صورتی كامل‌تر یا حداقل متفاوت از سلطه است كه ماركسیسم مراد می‌كرد. به بیان ساده، هژمونی همان سلطه است اما در حوزه فرهنگ و رسانه. در مقابل سلطه بیشتر صبغه قهر‌آمیز و به اصطلاح سخت‌افزارانه دارد.گرامشی می‌گوید در نظام سرمایه‌داری مخالف سركوب نمی‌شود بلكه اتفاقا پذیرفته می‌شود، اما مخالفی كه همچون كبریت بی‌خطر برای نظم و نظام سرمایه‌داری تهدیدی بنیادین شمرده نمی‌شود و این به دلیل همان امری  است كه او هژمونی می‌نامد.
از نظر فوكو یك جزء مهم قدرت، آزادی است زیرا یك قدرت تنها در صورتی كه در مقابل قدرت‌های دیگر توان مقاومت داشته باشد، می‌تواند تاثیرگذار باشد و خود  را به مثابه یك گفتمان غالب باز‌تولید كنداز طرف دیگر، قدرت صرفا مفهومی سركوبگرانه ندارد بلكه از جهتی زاینده نیز هست، به این معنی كه می‌تواند باعث شود گروه‌های اجتماعی،  فعال   و از حالت انفعالی خارج شوند.

 

    جمعبندی تعاریف

قدرت توانائی تحمیل اراده است.قدرت رابطه دارندگان اقتدار باتابعان است.قدرت مشارکت در تصمیم گیری است.

      ویژگی های قدرت

قدرت مبتنی بر روابط است. قدرت نسبی ووابسته به موقعیت است.قدرت دوجنبه دارد:بالقوه وبالفعل.قدرت توانائی نفوذبر دیگران است.قدرت باید دارای ضمانت اجراباشد.قدرت هدفمند وهدفدار است.

    جک ناگل حوزه قدرت ،قلمرو قدرت،مبنای قدرت،میزان وجهت قدرت،ابزار قدرت وهزینه های اعمال قدرت را جز ویژگی های قدرت بر می شمرد.

منابع قدرت

در این رابطه به دو نوع منبع اشاره شده است:منابع فردی ومنابع اجتماعی.

منابع فردی

دانش:درجامعه آگاه هیچ رهبری نمی تواند به قدرت برسد مگر اینکه مجهز به دانش باشد.

موقعیت ها :سر چشمه قدرت اندمثل موقیت اقتصادی،سیاسی،فرهنگی و...

اقتدار: قدرت مشروع وطبق قانون است.

تخصص و مهارت خود زمینه قدرت است.

ایمان: رهبران تنها با زور نمی توانند قدرت خود راحفظ کنند.به  باور عمومی نیاز دارند.

 

منابع قدرت اجتماعی

 1-سازمان:سازمان در ذات خود قدرت است.احزاب،اتحادیه ها و....

2-رسانه های جمعی:منبع مهم قدرت اند.رادیو،تلویزیون،مطبوعات و...

 

منابع قدرت دولتی

به دو دسته :1- محسوس 2- نامحسوس تقسیم می گردد.

منابع محسوس :موقعیت جغرافیائی،وسعت سرزمین،منابع ملی،قدرت اقتصادی،توان نظامی،جمعیت.

منابع نا محسوس:شیوه رهبری حکومت(مستقل ،خودکامه ،فاسد).روحیه انظباط ولیاقت در ادارات دولتی ونیرو های مسلح.

اشکال قدرت

نفوذ:مانند قدرت رابطه ایست که در آن یک فرد ،دیگری را به کار دلخواه خود وامیدارد بدون این که شخص دوم احساس کندکه وادار شده است.اغلب وادار کننده از امکانات مادی و ابزار هم بر خوردار نیست.

  رابطه قدرت ونفوذ

رابطه قدرت مستقیم وعلنی است،اما رابطه نفوذ غیرمستقیم وچه بسا غیر علنی باشد.

در رابطه قدرت شخص صاحب قدرت می تواند طرف مقابل را مورد بازخواست قرار دهد.اما در رابطه نفوذ چنین چیزی امکان ندارد.

در رابطه قدرت ضمانت اجرا وجود دارد،اما در نفوذ خیر.

 

 

 

  





نوع مطلب : مبانی علم سیاست، 
برچسب ها : قدرت، زور، تعریف قدرت، نظریان دانشمندان علم سیاست،
لینک های مرتبط :
1396/05/16 11:54 ب.ظ
This is very interesting, You are a very skilled blogger.
I've joined your feed and look forward to seeking more of your fantastic post.
Also, I have shared your website in my social networks!
1396/05/9 09:02 ب.ظ
I've learn a few just right stuff here. Certainly value bookmarking for revisiting.

I wonder how much effort you put to make such a excellent informative website.
1395/07/14 08:00 ق.ظ
در کل قدرت توانایی برای اعمال افکار و نظریات و امور خود بر دیگران میباشد.
1395/05/5 10:01 ق.ظ
عالی بود جانم !
1395/03/8 12:05 ق.ظ
علیک
1394/03/21 11:00 ب.ظ
سلام نازیلا جان خواستم بگم در مورد مفهوم تابعیت بهتره کتابهای حقوق بین الملل خصوصی رو مطالعه کنید توضیح میده کامل که تابعیت در کشور ما و کشوررهای دیگر به چه صورته
1394/02/27 09:00 ق.ظ
میشود در باره قانون تابعیت برایم بگوید با مقایسه به اسناد ثبت احوال لطفا
1394/02/27 08:59 ق.ظ
میشود در باره قانون تابعیت برایم بگوید با مقایسه به اسناد ثبت احوال لطفا
1394/02/22 09:20 ب.ظ
خوب است
1394/02/22 09:18 ب.ظ
besyar khob
1393/08/18 06:36 ب.ظ
1392/12/18 03:09 ب.ظ
خیلی خندیدیم.خیلی باحال بود!
1392/04/28 08:19 ق.ظ
1392/02/17 04:41 ب.ظ
نتنمتمندهعهع
1391/10/26 11:56 ق.ظ
سلام,
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :