تبلیغات
عــــــلوم سیـــــــاسی - دولت
 
عــــــلوم سیـــــــاسی
آنچه را که در یک دوره لسانس می خوانیم.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را برای استفاده محصلین و علاقه مندان رشته علوم سیاسی ایجاد نموده ام
از تمامی بازدید کنندگان محترم وبلاگ خواهشمندم تا دز زمینه بهتر و پر بار شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
در ضمن استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

مدیر وبلاگ : مصطفی سروری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مطالب در وبلاگ را بیشتر می پسندید؟








1389/03/20 :: نویسنده : مصطفی سروری

مفهوم دولت (State)تا قرن 16م رواج سیاسی نداشت.برای یونانی ها polisبه معنی شهر- دولت بودکه بر بهره مندی از حقوق واجتماع تاکید می کرد،نه اطاعت.در روم قدیم هم دولت به همین معنی بود واین وضع تا اواخر سده های میانه ادامه داشت.

     تعریف دولت

    اختلاف نظر در مورد تعریف دولت وجود داردکه آنهم برمی گرددبه سرشت ووظایف دولت. لذاگروهی بر جنبه ساختاری وبرخی برجنبه کارکردی آن نظر دارند.عده ای بر اساس ساختار طبقاتی،برخی نظام قدرت،گروهی نظام رفاه وعده ای آنرا نمایانگر کل جامعه میدانند.عده ای تضمین کننده زندگی جمعی وبرخی نهاد اخلاقی وعده ای هم از لحاظ حقوقی محض و..... دولت رامورد بررسی قرار داده اند. یک عده دولت را شر ضرور(اسپنسر)وعده دیگر آن را شر مطلق (انارشیست ها)پنداشته اند.به تعاریف زیر توجه فرمائید:

بورگس:دولت بخش خاصی از اجتماع بشر است که بصورت سازمان یافته دیده می شود.

بلونشلی:دولت به مردمی سازمان یافته از لحاظ سیاسی که در یک سرزمین معین قرار دارند،گفته می شود.

ویلسون:دولت به مردمی سازمان یافته طبق قانون دریک سرزمین معین گفته می شود.

گارنر :دولت اجتماع انسان هائی است که سر زمینی را در تصرف دائمی دارند،از کنترل خارجی مستقل اند وحکومت سازمان یافته ای دارند که بیشتر ساکنان آن بطور عادت از آن اطاعت می کنند.

رابرت دا ل:به نظام سیاسی متشکل از یک سرزمین وحکومت آن سرزمین دولت می گویند.

در مجموع می توان گفت سه گونه تعریف از دولت وجود دارد،تعاریف:حقوقی ،فلسفی وسیاسی.

تعریف حقوقی

  دولت:دولت واحدی است با ویژگی های زیر:1- جمعیت 2-حکومت 3- سرزمین 4- حاکمیت(انحصارقدرت).

تعریف فلسفی

 دولت دارای یک هدف اصلی است،کمال مطلوب ویا دولت آرمانی وخوب.از لحاظ فلسفی سه مکتب فکری وجوددارد:

دولت برای ایجاد هماهنگی میان اجزای گوناگون وضروری جامعه وجود دارد.افلاطون،ارسطو وآکوئیناس طرفدار این نظریه بودند.

دولت نتیجه یک قراداد اجتماعی استوهابز،لاک وروسو از مدافعان این نظریه اند.

دولت در نتیجه مبارزه میان طبقات متضاد اجتماعی بوجود می آید.مارکس وپیروانش حامی این نظر اند.

       

      تعریف سیاسی دولت

دراین تعریف بر واقعیت ها تکیه می شود تا بر آرمان.دولت متکی بر سلطه واطاعت است.

دیدگاه ها در باره منشا دولت

درمجموع دو نظریه در باره منشا دولت وجود دارد

   1- دولت پدیده اندامواره است

   2- دولت پدیده ابزارگونه

در نظریه اول دولت مثل خانواده وجامعه است ورشد وتکامل آن مبتنی بر ارگانیسم طبیعی است.برای انداموارگی سه خصوصیت بر شمرده اند.

ارتباط داخلی میان اجزا

توسعه ورشد درونی

درونی بودن هدف وغایت

بر اساس این نظریه می توان نتیجه گرفت :دولت وسیله ای برای تامین امنیت وآزادی انسان است.این دیدگاه ریشه در تفکرات ارسطو دارد.بعد ها هگل مدافع آن شد.

 نظریه ابزاری دولت

دولت محصول اراده انسان است.دولت ابزاری است که انسان آنرا برای هدف خاصی ساخته شد ه است.دولت نتیجه قراداد اجتماعی برای تامین نظم وامنیت است.دولت چیزی را تامین می کند که طبیعت آنرا تامین نکرده است.مثل صلح وامنیت.پس دولت برای انسان ها بوجود آمده است ،نه انسان برای دولت. هابز،لاک وروسو حامی این نظریه اند.

باید متذکر شد که دیدگا ه های اندامواره گی وابزاری دولت هر کدام به شاخه های دیگ هم تقسیم می گرددمثل نظریه ابزاری مارکسیزم که دولت را ابزار می داند ،اما نه بر اساس قرارداد،بلکه دولت را سلطه یک طبقه علیه طبقه دیگر می داند.یا مکتب اصالت فایده که منشا دولت را برای ایجاد و حفظ سود و فایده ولذت می داند،هیوم،بنتهام ومیل از طرفداران این دیدگاه می باشند.

در نظریه های جدید هم دیدگاه سه مکتب درباره منشا دولت مطرح است:1-اصحاب قراداد2- اصالت فایده 3- عقلگرایان(که منشا دولت را در عقل انسان می داند،حفظ امنیت وتامین رفاه،روسو،کانت وهگل).تقابل فکری اصحاب قرداد وعقلگرایان زمینه بوجودآمدن مکتب ایدالیسم ورئالیسم وپارادیم کانتی وهابزی را در روابط بین الملل بوجود آورده است.

وظایف وصلاحیت های دولت

چنانکه اشاره شد در رابطه با وظایف وصلاحیت های دولت اختلاف نظر  بین فلاسفه وجو دارد که آن هم برمیگردد بر سرشت دولت.در مجموع چهار نظریه در باره سرشت  و طبع انسان بین فلاسفه وجود دارد:

آیا انسان طبعا موجود فردگرااست یا جمع گرا؟

آیا انسان موجود سیاسی است یا غیر سیاسی    ؟

آیا انسان طبعا موجود عقلانی است یا غیر عقلانی؟

آیا انسان طبعا موجود کمال پذیر است یا غیر کمال پذیر؟

بر اساس این چهار پرسشٰ هشت برداشت از طبع بشر توسط فلاسفه سیاسی ارائه گردیده است.

انسان طبعا فردگرااست(جان لاک).پس وظیفه دولت حفظ حیات وآزادی فرد است.

انسان طبعا جمع گرا است (مارکس).بدون جمع فرد هویت ندارد.پس وظیفه دولت تعیین هویت فرد در جامعه است.

انسان طبعا سیاسی است(ارسطو).ساست غایت وهدف زندگی انسان را نشان می دهد.پس وظیفه دولت تبیین این هدف وغایت است.

انسان طبعاغیر سیاسی است(بنتهام ومیل).انسان دنبال قدرت وفایده است.پس وظیفه دولت تامین حد اکثر شادی برای افراد است.

انسان طبعا عقلانی وآزاد است(هگل).دولت عقلانی است چون مظهر تکامل روح است:فرد- خانواده-جامعه مدنی- دولت. پس وظیفه دولت تحقق عقلانیت وآزادی انسان است

انسان غیر عقلانی ومجبور است(هابز).دو مشکل زندگی:1-کینه توزی ورقابت2-غروروسرکشی این ترس دائمی را بوجود آورده است.پس وظیفه دولت برقراری امنیت است.

انسان طبعا کمال پذیر است(انارشیست هامثل ویلیام گادوین وپرودون).حکومت شری است که به مقتضای جهل انسان پدید آمده است. همه حکومت ها فاسداند.وجوددولت اصلا ضرورت ندارد.با پیشرفت آموزش وحقیقت ٰعدالت در جامعه بر قرار می گرددوتعاونی ها وظیفه دولت را انجام می دهند.

انسان طبعاکمال نا پذیراست(سنت آگوستین در کتاب شهر خدا)اونافرمانی انسان از خدارا ناشی از غرور وخودخواهی طبیعی می داند.پس از هبوط انسان شیطان شد وباغرور وشهوت آمیخته گردید.پس دولت مظهر شر وکاربر نامشروع قدرت است.

وجوه دولت

دولت چهار وجه دارد:وجه اجبار،وجه ایدئولوژیک ،وجه عمومی،وجه خصوصی.

چهره اجبار:واقعگرایان اجبار را ضرورت دولت می دانندکه بدون آن حفظ نظم ممکن نیست.هر چند اجبار شر است ولی شر لازم.ایدالیست هاوانارشیست ها دولت را طفیلی وانگل می  دانند.مارکسیست ها هم دولت را پدیده زشت معرفی می کنند.

وجه اجبار دولت به سه شکل ظاهر می گردد:ابزاری،ساختاری وایدئولوژیکی.

ابزاری:تحمیل اراده حکومت برمخلفین از طریق کاربرد ابزارزورمثل اردو ،پلیس،زندان وتفنگ و...

ساختاری:دستکاری در قوانین مثل:ممنوعیت احزاب سیاسی وجراید،ممنوعیت اعتصابات،منوعیت آزادی بیان و....

ایدئولوژیک:این نوع اجبار چون درپوشش  ایدئولوژی (عقیده)صورت می گیردوفرد متوجه نمی شود ،خطرناک است.

اجبار ابزاری یک بعدی،اجبار ساختاری دوبعدی و اجبار ایدولوژی سه بعدی است.

چهره ایدئولوژیک دولت

ایدئولوژی دستگاهی است که دولت ها بوسیله آن دولت مشروعیت می یابند.همه دولت ها دارای چهره ایدئولوژیک و مشروعیت بخش اند .مشروعیت در دولت مدرن بر اساس قراداد ورضایت اجتماعی است.قانون بازتاب اراده مردم است.پس مشروعیت مدرن تنها یک شکل دارد،آنهم مشروعیت دمکراتیک :قانونیت ،اراه عمومی،حاکمیت مردم و....

از نظر مارکسیسم ایدئولوژی اندیشه حاکم طبقه حاکمه در هر عصری است.ایدئولوژی نمایش واقعیت به شکل کاذب است .

کارل مانهایم :وظیفه ایدئولوژی مخدوش سازی اجتناب ناپذیر اندیشه بوسیله طبقه حاکمه برای حفظ قدرت خویش است.

گاهی بعضی از دولت ها مشروعیت شانرا بصورت ترکیبی بدست می آورند مثل لویه جرگه وپارلمان وسران قبائل.

چهره عمومی دولت

در بخش عمومی دولت چهار وظیفه دارد

ایجاد وحفظ همبستگی اجتماعی وسیاسی

حل کشمکش ها ومنازعات سیاسی

کوشش برای دستیابی به اهداف کلی

کوشش در تطبیق باشرایط متحول وجدید

همبستگی جوامع نیازمند تکوین ارزشها وهنجار های مشترک وکلی است.درشرایط گذار از جامعه سنتی به مدرن  ارزشها از هم گسیخته می شود .وقتی همبستگی سنتی ضعیف شد،برای بوجودآوردن همبستگی جدید دولت مدرن می کوشد با عرضه مفاهیم انتزاعی مانند وحدت نژاد،وحدت قومی، وحدت دینی و...نوعی همبستگی ایجاد کند.

حل کشمکش هاومنازعات

همبستگی با ارزشهای جامعه ارتباط دارد،اما حل منازعات با قوانین وهنجار هامربوط می شود.ارزشها نامرئی وغیر آگاهانه اند.امامقوانین آگاهانه.هنجار ها در قوانین ظاهر می شود وظمانت اجرا هم دارد.پس یکی از کار های دولت شناسئی جرم ومجازات مجرمین است.یعنی داوری میان افراد متخاصم(حکومت یعین حکمیت وداوری)

دستیابی به اهداف کلی

اهداف کلی در هر دوره ای فرق می کند.در عصر ایمان هدف کلی دستیابی به رستگاری است اما در جامعه مدرن رفاه.مهمترین هدف دولت می تواند اقتصادی باشد.

تطبیق باشرایط جدید

دولت مدرن دولت نوساز است .احساس عقب ماندگی سبب بروزمسائل ناسیونالیستی می گرددکه خود یکی از انگیزه های اصلی نوسازی است.تافلر از سه انقلاب :کشاورزی،صنعتی واطلاعاتی سخن گفته است.کشور های عقب مانده  باید خود را تطبیق دهد .

وجه خصوصی دولت

  آیا دولت حافظ مصالح ومنافع عمومی است؟یا حافظ منافع یک طبقه علیه طبقه دیگر .مثال کشتیبان در اندیشه ماکیاولی همان منافع عمومی را می رساند.پس سیاست تشخیص مصلحت عمومی است.

مارکسیست ها دولت را موسسه  خصوصی که موجب تحمیل اراده ومنافع بخشی از جامعه بربخش دیگر می گردد.مارکس در نقد دولت هگل بر وجه خصوصی دولت تاکید دارد(هگل دولت رامظهر عقل ومصلحت عمومی می داند).اما مارکس دولت مدرن را کمیته اجرائی طبقات حاکمه می نامد.لنین دولت را ماشین سله یک طبقه علیه طبقه دیگر وابزار استثمار نیروی کار مزد بگیر بوسیله سرمایدار توصیف می کند.به نظر مارکسیست ها اصولا دولت محصول پیدایش مالکیت خصوصی است.





نوع مطلب : مبانی علم سیاست، 
برچسب ها : دولت، تعریف دولت،
لینک های مرتبط :
1396/01/25 08:41 ق.ظ
I visit daily some sites and websites to read posts, however this website
offers quality based articles.
1396/01/22 02:54 ق.ظ
Hello there, just became aware of your blog through Google,
and found that it's truly informative. I
am going to watch out for brussels. I will be grateful if you continue this in future.

A lot of people will be benefited from your writing.

Cheers!
1396/01/21 10:11 ق.ظ
I'm gone to tell my little brother, that he should also go
to see this blog on regular basis to get updated from
hottest news.
1396/01/20 12:25 ب.ظ
I'm amazed, I must say. Seldom do I come across a blog that's both educative and interesting, and without
a doubt, you have hit the nail on the head. The problem is an issue
that not enough people are speaking intelligently about. I am very happy I stumbled across this during my hunt
for something regarding this.
1393/03/6 08:01 ق.ظ
مفهوم دولت مدرن از دیدگاه هگل
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :